عزیزدلم سبحان
بعد از یه مدت که درگیر سرماخوردگی و واکسنت بودم دوباره اومدم تا وبلاگ گلمو آبدیت کنم پسرگلم تازگیا خیلی شیرین شده نگام میکنه تا باهاش حرف بزنم و وقتی هم باهاش حرف میزنم برام ذوق میکنه و میخنده فقط بغلی شده و دوست داره همش راهش ببریم تازه پسر گلم تو شش روزگی نافش افتاد خیلی دوستش دارم نفسم به نفسش بنده فکر نمیکردم بچه اینقدر عزیز باشه ...
نویسنده :
مامان سمیرا
12:01



